شعله ی آواز
 
قالب وبلاگ

روز 27 شهریور سال 1367، روز خاموشی استاد شهریار، شهریار سخن ایران وآذربایجان است. شاعری که شعر ترکی "حیدربابایه سلام"اش به بیش از 90 زبان زنده دنیا ترجمه شده است، و از این منظر است که استاد شهریار شناخته شده‌ترین شاعر آذربایجانی در دنیا است.

در سال 1381 به پیشنهاد نمایندگان مجلس شورای اسلامی و تصویب شورای انقلاب فرهنگی، به پاس گرامیداشت یاد و خاطره استاد شهریار و تحکیم مودّت و دوستی بین اقوام و اقشار مختلف جامعه، روز بیست و هفتم شهریور ماه، "روز ملّی شعر و ادب ایران " نامگذاری شد.

این نامگذاری بجا، استاد شهریار را به سمبل دوستی و اخوت بین ملل و اقوام کشور و به عنوان نماد و نماینده بارز ادب و فرهنگ ایران تبدیل کرده است. روحش شاد باد!

[ جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 ] [ 23:21 ] [ ب-ج ]
سید محمدحسین بهجت تبریزی (زاده ۱۲۸۵ - درگذشته ۱۳۶۷) متخلص به شهریار (پیش از آن بهجت) شاعر ایرانی اهل آذربایجان بود که به زبان‌های ترکی آذربایجانی و فارسی شعر سروده است. وی در تبریز به‌دنیا آمد و بنا به وصیتش در مقبرةالشعرای همین شهر به خاک سپرده شد. در ایران روز درگذشت این شاعر معاصر را «روز شعر و ادب فارسی» نام‌گذاری کرده‌اند.

مهم‌ترین اثر شهریار منظومه حیدربابایه سلام (سلام به حیدربابا) است که از شاهکارهای ادبیات ترکی آذربایجانی به‌شمار می‌رود و شاعر در آن از اصالت و زیبایی‌های روستا یاد کرده‌است. این مجموعه در میان اشعار مدرن قرار گرفته و به بیش از ۸۰ زبان زندهٔ دنیا ترجمه شده است.

شهریار در سرودن انواع گونه‌های شعر فارسی - مانند قصیده، مثنوی، غزل، قطعه، رباعی و شعر نیمایی- نیز تبحر داشته‌است. از جمله غزل‌های معروف او می‌توان به «علی ای همای رحمت» و «آمدی جانم به قربانت» اشاره کرد. شهریار نسبت به علی بن ابی‌طالب ارادتی ویژه داشت و همچنین شیفتگی بسیاری نسبت به حافظ داشته‌است.

مجموعه تلویزیونی شهریار که به کارگردانی کمال تبریزی در سال ۱۳۸۴ ساخته شده و در آن جلوه‌هایی از زندگی این شاعر به تصویر کشیده شده‌است، در سال ۱۳۸۶ از طریق شبکه دوم سیما به نمایش درآمد و از جانب مردم مورد استقبال فراوان قرار گرفت.

[ جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 ] [ 23:18 ] [ ب-ج ]

[ جمعه بیست و یکم شهریور 1393 ] [ 1:17 ] [ ب-ج ]

[ جمعه بیست و یکم شهریور 1393 ] [ 1:10 ] [ ب-ج ]

زندگی چیست ؟ اگر خنده است چرا گریه میكنیم ؟ اگر گریه است چرا خنده میكنیم ؟ اگر مر گ است چرا زندگی می كنیم ؟ اگر زندگی است چرا می میریم ؟ اگه عشق است چرا به آن نمی رسیم ؟ اگه عشق نیست چرا عاشقیم
حق و باطل
اگر در صحنه حق و باطل نیستی، اگر شاهد عصر خودت و شهید حق بر باطل نیستی، هر جا كه میخواهی باش. چه به شراب نشسته و چه به نماز ایستاده. هر دو یكیست

 

ادامه مطلب
[ جمعه بیست و یکم شهریور 1393 ] [ 1:8 ] [ ب-ج ]
- وقتی برق میره کجامیره؟

۲٫ چراتخم مرغ فحش نیست ولی تخم سگ فحشه؟

۳٫ استامینوفن از کجا میدونه ما کجامون درد میکنه؟

۴٫ وقتی میگن بگیر بخواب, ما چی رو باید بگیریم؟

۵٫ وقتی میگن به افتخارش دست بزنید, دقیقا به کجاش باید دست بزنیم؟

۶٫ چرا از جمعه تا شنبه اینقدر کم طول میکشه ولی از شنبه تا جمعه اینقدر طول میکشه؟

۷٫ این که میگن بین خودمون باشه دقیقاکجامون باید باشه؟

۸٫ پس کی این حقوق بشر رو میریزن به حسابمون؟

۱۰٫ آیا میشه رو میز نهارخوری شام هم خورد؟

۱۱٫ پشم شیشه دقیقا کجای شیشه در میاد؟

۱۲٫ چرا جعبه پیتزا مربعه, خودش گرده, موقع خوردن مثلثه!؟

۱۳٫ آیا برای آزمایش الهی باید ناشتا بود؟

۱۴٫آیا برای گرفتن شناسنامه المثنی, اصل شناسنامه هم لازمه؟

[ چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393 ] [ 20:12 ] [ ب-ج ]

پدیداری یک معبد در زیر گورستان + تصاویر

به گزارش خبرنگار اقتصادی باشگاه خبرنگاران؛«معبد مهر» در شهرستان مراغه در آذربایجان شرقی قرار دارد. معبد تودر تو و زیبایی که زیر یک گورستان تاریخی قرار داشت و با پس از خاکبرداری قسمت هایی از معبد نمایان شد، اما هنوز بخش هایی از آن زیر خاک است. 

 
شهرستان مراغه یکی از مراکز اصلی مهرپرستان بوده است. مهرپرستی دینی ایرانی بوده که پرستش خورشید از اجزای اصلی آن به شمار می‌رفته. دینی در دوره‌ای نیز به اروپای غربی رخنه کرد. اما اکنون از مهرابه‌های کهن در این شهر تنها معبد مهر و معابد (غارهای) اطراف رصدخانه مراغه به یادگار مانده‌است. 

 


پیروان آیین مهر این معبد را در دل قطعه سنگی بزرگ از جنس شیست تراشیدند. عرض دهانه این معبد حدود 5/4 متر است. این معبد به لحاظ حجم کار و دقت سازندگانش در حجاری آن جزء نمونه‌های ارزنده ستایشگاه‌های کهن به شمار می رود. این مجموعه باستانی شامل قبرستان، معبد و یک محوطه تاریخی است. باستان شناسان از فرم و برخی عناصر تزئینی داخل آن احتمالا می دهند این معبد مربوط به دوره اشکانی و آیین میترائیسم باشد. اشکانیان و ساسانیان اعتقاد داشتند مهر در غاری متولد شده که برای همین مراسم آیینی این فرشته را در غارها به جا می آوردند. 

 


معبد مهر در دوره ایلخانان تبدیل به خانقاه گردید و در دوره صفوی با دفن ملا معصوم مراغی، به یکی از مکان های زیارتی مبدل شد. معبد مهر همچنین آیاتی از قران را از دوره اسلامی به یادگار دارد. این بنا را از نظر حجم كار و دقت هنرمندانی كه در امر حجاری آن دخیل بوده اند می توان جزء نمونه های ارزنده ستایشگاه های كهن دانست که در دوره های اسلامی نیز تقدس خود را حفظ كرده. این معبد هم اکنون به دلیل ساخت و سازهای انجام گرفته در اطراف آن و نیز نفوذ آب‌های سطحی به داخل آن در حال تخریب است. 

 با تشکر از آقای قربانی (کپی از وبسایت نامبرده)
[ شنبه پانزدهم شهریور 1393 ] [ 20:2 ] [ ب-ج ]

اگر شهرنشينان براي بيدارشدن منتظر طلوع خورشيدند آفتاب هميشه ساعت طلوع خود را با بيداري ده نشينان ميزان مي كند.قبل ازبيداري آفتاب بيدار مي شوند تا آفتاب در قيافه هاي پرچين وچروكشان سايه ي درو كردن ها وخوشه چيني هارا كه زائيده درخشندگي بيدريغ خودش است ببيند...

اگر شهر نشينان شب را بخاطر مهتاب عاشقانه اش دوست مي دارند براي ده نشينان شب تنها بخاطر اينكه فرصتي است براي استراحت آفتاب دوست داشتني است...

 

شهر نشينان دير مي خوابند تا بيشتر مهتاب ببينند...

 

ده نشينان زود مي خوابند تا چشم بيدارشان مزاحم خواب آفتاب نباشند.

 

آفتاب از پس خواب شيرين/ديده سوي زمين باز ميكرد.

روشني درخم وپيچ افلاك/مست وسرگشته پرواز ميكرد.

 

آسمان تنگ آغوش خورشيد/سر خوش وخندرو ناز ميكرد

زندگي در تب تاب صحرا/تكيه بر پشت مردان زحمت كار روزانه را آغاز ميكرد

 

از سر اهل ده مي پرد خواب/با نواي خروسان سرمست

در دل كلبه ها دختر روز/مي كشد بر سر تيرگي دست

 

شور وشوق تلاشي كه الحق/درخور زنده و زندگي است

با گل وداس وگاو آهن وبيل عشق انساني وزارعين را/ميدهد  با دل خاك پيوست..

 

وه چه زيباست اين دشت وريز/درخم كوه ودامن كشيده...

هر طرف بنگري سرخ وسر كش/لاله مست ودامن دريده...

 

صف به صف خوشه هاي شرر بار /از دل خاك رحمت رميده..

 

مي برد گله را سوي صحرا /توشه بر پشت چوپان خندان

 

سر بپايين سگ پير گله/قطعه نان سياهي بد ندان :

همرهش هست وآغل به آغل /بع بع تك تك گوسفندان:

 

سوي تك چشمه ي آب شيرين/ آب شن بستر تپه سرپوش

 

دختران سيه چشم محجوب/كوزه دسته بشكسته بر دوش:

 

خنده بر ديده ها مي خرامند/از خم راه متروك وخاموش : بر رخ ساده ي زندگيشان:

از جواني شكن درد حسرت../رنگ صد عشق آواره منقوش...

....................................................

[ چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393 ] [ 23:41 ] [ ب-ج ]
مقایسه موقعیتهای مختلف یک دانش آموز و سریالها و فیلمهای سینمایی:

+ خروج از مدرسه:  فرار ازاردوگاه جهنمی
+ غیبت معلم:  روز فرشته
+ دعوابا مبصر کلاس:  بازی با مرگ
+ دانش آموزی که به درس صدا نشده:  لوک خوش شانس
+ ثلث سوم:  شلیک نهایی
+ سر امتحان:  چشمانم برای تو
+ پای تخته:  قتلگاه
+ نیامدن دانش آموز به مدرسه:  گریز ازمرگ
+ مدیر مدرسه:  پدرسالار
+ گذشتن ازکنار ناظم:  عبور ازمیدان مین
+ اولین کسی که به درس صدا زده می شود:  قربانی
+ نمره صفر:  دایره سرخ
+ بهانه ای برای فرار از مدرسه:  دسیسه
+ معلم ادبیات: مجنون
+ امتحان:  آتش در خرمن
+ خجل شدن دانش آموز در برابر معلم:  به رنگ صدف
+ جواب دانش آموز در برابرمعلم:  می خواهم زنده بمانم
+ دفتر مدرسه:  بازداشت گاه
+ نگاه دانش آموز به ساعت زنگ تفریح:  در پناه تو
+ زنگ تاریخ:  افسانه سلطان وشعبان
+ اخراج از مدرسه:  یکبار برای همیشه
+ وقتی به سر تخته می رود:  کمکم کن.

[ شنبه یکم شهریور 1393 ] [ 1:46 ] [ ب-ج ]

خوش به حال اونا که همیشه مستند و خراب

دنیا را آب می بره اونها را خوش می بره خواب

خوش به حال اون که زندگی را جدی نگرفت

پشت پا زده به هستی شده مست می ناب

دنیا که جای امن و آرام نیست پناهی بهتر از می و جام نیست

همون بهشتی که خدا وعده داده به آدما

هیچ کجا پیدا نمیشه مگر تو حال مستی

صفای می تا نباشه باطل پوچ و بی ثمر

لحظه ها نابود میشن چه فایده داره هستی

دنیا که جای امن و آرام نیست پناهی بهتر از می و جام نیست


[ یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393 ] [ 14:56 ] [ ب-ج ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

زندگی چیدن سیبی ست که باید چید و رفت

زندگی تکرار پاییز است که باید دید و رفت

قاصدک این کولی خانه به دوش

روزگار کوچه گردی های خود را زندگی نامید و رفت

لینک های مفید
<
امکانات وب center>